ولی من گریه با تورو به خنده با بقیه ترجیح میدادم
..
- chat
- person Elina
- schedule 2024/3/6 ، 0:12
ولی من گریه با تورو به خنده با بقیه ترجیح میدادم
خوشحالم که هیچوقت هیچکس واقعا منو دوست نداشت. خوشحالم که هیچوقت هیچکس واقعا مواظبم نبود، هیچوقت هیچکس واقعا منو تو زندگیش نخواست و منو به کسی ترجیح نداد. خوشحالم که علاقهیِ کسی واقعی نبود که لازم بشه نگرانِ کسی باشم و فکر کنم اگر از کسی دور بشم و یا کسی منو از دست بده، نبودنم غمگینش میکنه. خوشحالم که هیچوقت آدمِ اجباریِ زندگیِ هیچکس نبودم. برام مهم بود؛ مهم بود که احساسِ ناکافی بودن به کسی ندم و آدمِ رفتن نشم. من صبور بودم؛ منتظر میموندم اونی که ادعا میکرد دوستم داره، خودش خودشو ثابت کنه و آخرش با رفتنش بهم بفهمونه که نبودنم تبدیل به هیچ کمبودی تویِ زندگیش نمیشه. دوست داشتنِ واقعی برام با نرفتن معنی میشد و من هیچوقت آدمِ رفتن از زندگی هیچکس نبودم، چون علاقهم هیچوقت دروغ نبود. من حتی آدمِ تلاش برای واردِ زندگی کسی شدن هم نبودم! هرکسی میاومد، خودش میاومد و هرکسی میرفت، خودش میرفت. اما همیشه من کسی بودم که با تمامِ توانش به آدما و احساساتشون اهمیت میداد، آغوشی میشد وسطِ غمایِ بزرگ و لبخند میآورد رو لبِ هر اون کسی که واردِ زندگیش میشد و برایِ کسی کم نمیذاشت. ولی هیچوقت کسی اونقدر واقعی نبود که تنهام نذاره، سکوتم رو بفهمه، به غمهام اهمیت بده و سعی کنه که لبخند به لبم بیاره. من کسی بودم که هیچوقت دوست داشته شدنِ واقعی رو نمیدید. غمگین نیستم که چرا کسی اونطور که ادعا میکرد نبود و دوستم نداشت. . درسته گاهی وقتا با همهیِ قوی بودنم، غمگین میشم که چرا من هیچوقت هیچکس رو نداشتم که تحتِ هیچ شرایطی دستم رو ول نکنه و بهم ثابت کنه که منم میتونم با خیالِ راحت به کسی تکیه کنم و نگرانِ چیزی نباشم. اما با همهیِ اینا، بازم من کسی نیستم که ترسی از تنهایی داشته باشم و بخوام به خاطرِ ترسم، کسی رو به زور تویِ زندگیم نگه دارم. ترجیح میدم هرکس همونجایی باشه که دوست داره؛ درست مثلِ خودم، که مدتهاست کاری به بود و نبودِ کسی ندارم و کُنجِ تنهاییم رو امنترین نقطهیِ دنیا میدونم.