میگه انقدر نگو خيلی وقته دارم تحمل میكنم ؛ تو كه برات شرايط تحميلی بود همون موقع میرفتی كه ديگه تحملت نمیشد خيلی وقت ! .
میدونی من هميشه میگم آدما برا چيزایی جوش میزنن كه براشون باارزشه !
اگه يه وقت ديدی طرف مقابلت ديگه خيلی خونسرد و آروم شده شك كن به غلظتِ احساسش نسبت به خودت !م
یدونی چرا نرفتم ؟
كه همه چيو بسازم ، كه بگم جنگيدم !
بگم كم نذاشتم ، بگم همه كاری كردم كه همه چيز خوب بشه !
میدونی چرا ؟
كه مديون دلم نشم ، مديون احساسم مديون دستام ، چشمام !
میدونی چرا ؟
كه بعدها هروقت كه به جای الآنِ تو يكی ديگه كنارم بودو سرم داد زد نگم اگه میموندمو تلاشمو میكردم شايد فلانی سرم داد نمیزد !
كه بعدها هروقت به جایِ الآنِ تو يكی ديگه كنارم بود ولی برعكس تو به جای داد زدنا و دعواها دستمو گرفت و برام احساسشو به زبون آورد ، نگم اگه میموندمو تلاشمو میكردم شايد فلانی از اينم بيشتر دوستم داشت !
كه وقتی ... وقتی دستم تو دستاش يخ میزنه و فشارم ميفته ، مديونِ دستام نشم كه نذاشتم گرم بشن تو دستای كسی كه دوستش داشتم !
كه اگه با نگاه كردن تو چشمای اون چشمام بیتفاوت بودن مديونشون نشم كه نذاشتم از عشقِ نگاه كردن به كسی كه دوستش داشتم برق بزنن !
حالا میگم خيلی وقته كه دارم حالو روزِ خراب رابطمونو تحمل میكنم كه به خودت بيای و ادامه ندی تا اونجایی كه ديگه حتّیٰ بهت نگم و برم ، نه اينكه مثل الآن بگی زودتر میرفتی !
من اگه واقعاً میخواستم برم هيچوقت بهت نمیگفتم بیصدا بدونِ خداحافظی میرفتم !
حالا فهميدی چرا موندم ؟
اونی كه رفتنشو جار میزنه منتظره كه كسی جلوشو بگيره !